موس خوب،موس بد

9 11 2009

خب بالاخره بعد از سه سال کار کردن با موس A4Tech که 3 چوق خریده بودمش که تازگیا داره عمرشو میده به شما.در مورد آشغال بودن این موس هرچی بگم،کم گفتم.اما حالا نوبت رسیده به خرید یه موس خوب و البته بیسیم.

Figure 1A

بعد از گشت و گزار کوتاهی که تو اینترنت داشتم و خوندن Review های زیاد،در پایان موس Logitech MX620  توجیمو  به خودش جلب کرد. توی یکی از این ریویو هایی که خوندم،طرف نوشته بود که وقتی که با هاش کار می کنی کانهوا دستکش می چسبه به دستت! همچنیس حساسیتش 1000dpi هست.البته یه مشکلی در آینده باهاش پیدا خواهم کرد،،Mac Book Pro  هست که تمام قابلیت های موس توش کار نمی کنه!اما قیمتش یه خورده بالاست ویلی خب ارزشش روداره.(68 چوق)The Logitech MX620 Cordless Laser Mouse

البته در حال حاضر  Mac Book Pro  ندارم.ولی در آینده ای نزدیک یکی خواهم خرید. من نمی دونم این Autodesk چرا یه فکری به حال کاربرای بیچاره ی مکینتاش نمی کنه.الان چند ساله که منتتظر Auto cad برای مکینتاش هستن ولی تا حالا که…

از این مسائل که بگزریم.میرسیم به درس و مشق! این ترم شاید تنها درسی که باهاش مشکل دارم،فیزیک 1 هست که یه استاد چیزی داره.یه دفتر سبز داره که من نمی دونمم توش چی نوشته؟! هر سوالی که ازش پرسیدیم تاحال،اول یه سری به دفتر سبز میزنه و بعدا جواب میده.تازه وسط جواب دادن هم میگه:شما یک بار دیگه سوالت رو تکرار کن.البته این هفته استاد تشریف نیاوردن و ما کلی حال نمودیم.احتمالا دفترش رو نیاورده بود. ”ولی قاعده به همینجا ختم نمیشه…چونکه از هر کلاسی که با این یارو می گزرونن،تنها 10% کلاس قبول میشن! و بقیه هم … البته نکته نگران کننده دیگر هم اینه که این درس 3 واحدی می باشد!البته من با مفاهیم فیزیک مشکلی ندارم…چند وقتی هست که بعد باخبر شدن از این خبر ناگوار …عین چی(خر ؟) دارم مسائل فیزیک هالیدی رو حل می کنم تا شاید رستگار بشم.

امروز یه نکته ای توی گلستان سعدی دیم که خیلی خوشم اومد:

خشم بیش از حد گرفت وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد؛ نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی ، که بر تو دلیر شوند.

درشتی و نرمی به هم در،به است / چو فاصد که  جراح و مرهم نه است

درشتی نگیـــــــرد خردمنـد پیـــش / نه سستی،که ناقص کند قدر خویش

نـــه مر خویـــشتـن را فزونی نهـــد / نـــــه یـکــباره تـــن در مذلــــــت دهد

 

پ.ن1:این آهنگ Adagio از گروه Secret Garden خیلی قشنگه.

پ.ن2:من چرا تا الان فیلم Léon رو ندیده بودم؟!از تورنت پیداش کردم وبعدش دانلودش کردم. خیلی قشنگ بود!

پ.ن3:آهنگ Sting-ShapeOfMyHeart هم خیلی قشنگه.

پ.ن4:بای بای





روزمرگی

14 10 2009

خاطره می گوید: «چنین کردم.»

غرور میگوید:«ممکن نیست چنین کرده باشم.»

بالاخره خاطره چاره ای جز تسلیم ندارد.

نیچه

حالم بدجور گرفته!اعصاب هم ندارم. این بزمچه هم میاد میرینه رو اعصاب آدم و بعد از زیر و رو کردن خونه گورشو گم میکنه. یه چند وقتیه دارم Autocad 2006 یاد می گیرم.از بیکاری البته…چون اصلا این ترم بهش احتیاجی نیست. کامپیوتر رو هم که روشن می کنم یا CS بازی می کنم یا هم HAWX … این یارو HAWX خیلی غیر طبیعیه. یعنی در مقایسه با FSX که کلی باید کار انجام میدادی این یکی کلا هتله…

دیروز تو دانشگاه رفتم سلف خیر سرم غذا بگیرم بعد از کلی واستادن به قرمه سبزی دادن که به جای سبزی معلوم نبود توش چی ریخته بودن ؟! بیشتر به یونجه می زد…یه بویه عجیبی هم داشت … کلا مزخرف بود.البته اگه خوب بود تعجب می کردم. از شانس *خمی ما این ترم همه استادامون منهای فیزیک 1 زن تشریف دارن.بچه های کلاس هم که تا می تونن کلاسو بهم میریزن و یسریشون از همین الان دارن خطونشون میکشن واسه آخر ترم ! خدا بهمون رحم کنه. بدشانسی تایم کلاس ها هم یجوری هست که نمیشه هیچ کاری کرد.با کلی زحمت رفتم کلاس زبان نوشتم بعدش از یارو پرسیدم کلاسا کی شروع میشه؟

گفت :از هفته بعد… خلاصه ما رفتیم پولو ریختیم بعد دو باره ازش پرسیدم که کی شروع میشه دقیقا؟ گفت:ببینم شما پول رو واریز کردید؟

-بله

-خب احتمالا سه هفته دیگه استارت می خوره حالا بهتون خبر میدیم… عجب آدمایی.

 پ.ن:1الان در حین نوشتن دارم قهوه میل می کنم.خیلی حال میده.

پ.ن2:این آلبوم Shahab Tolouie – Tango Perso خیلی قشنگه.پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید و گوش کنید.

پ.ن3:دارم کتاب« چرا عقب مانده ایم؟ » از دکتر علی محمد ایزدی رو می خونم.یه کتاب بسیار قشنگ در مورد مردم ایران که یسری هم نقل قول از آدمای مشهور در مورد ایرانیان آورده. یا مثلا با طرح چند علت احتمالی عقب افتادگی ما ایرانیا اونها رو بررسی میکنه.که شامل:استعمارگران،سیستم سلطنتی،ی حاکمیت هزار فامیل،دین اسلام ،منابع نفتی و… که در مورد نفت میگه :یسری وجود نفت رو ام الفساد می دونن .که بعدش میگه بیشتر به شوخی نزدیک هستش تا واقعیت.بعد یه مقایسه با کشورهایی ماند آمریکا ،انگلستان ،کانادا که هم نفت دارند هم ثروتمند هستن و همچنین با کشورهای عقب مانده ای مثل اردن ،سوریه ،مراکش که نفت هم ندارن ولی بازم بدبخت هستن. در قسمت بعدی در مورد دین اسلام میگه که :خیلی علت عقب موندگی مارو در دین اسلام می دونن.که نویسنده با آوردن مثالهایی در سعی در رد ادعاها دارد:"پیشرفته یا عقب مانده بودن کشورها هیچ ربطی به دین و مذهب آنها ندارد.برای مثال آمریکا و آلمان با اعتقادات مسیحی گری و ژاپن با اعتقادات بودایی خود و حتی اتحاد جماهیر شوروی سابق با ادعای بی خدایی همگی جزو کشورهای پیشرفته در صنعت بودند." در قسمت نظریات خارجیان در مورد ما، یک نقل قول از هرودوت آورده:

چیزی که برای پارسی کردنش ممنوع است،گفتنش هم جایز نیست ،دروغگویی را ننگین ترین عیب می دانند و پس از آن شرم آورترین نقص ، داشتن قرض است .ودر جهت عمده آن از جمله این است که گویند مقروض مجبور است دروغ بگوید.





بعد از کنکور

22 09 2009

خوب من یه بار دیگه برگشتم!
خوب تو این چند وقت نتایج کنکور هم اومد… اولیش سراسری بود که بسیار نا امید کننده بود برام و همچنین افتضاح.که منو به شک انداخت که نکنه آزاد اتخاب هفتم قبول شی!!!
آقا منون استرس گرفت،گذشت تا اینکه یه روز بصورت خیلی اتفاقی داشتم اخبار نگاه می کردم(آخه من اصلا تلوزیون نگاه نمی کنم)که یارو گفت نتابج کنکور دانشگاه آزاد اسلامی فردا ساعت 9 صبح اعلام میشه.یا خدا ! حالا چیکار کنم؟! مارو میگی ری.ده بودم به خودم! هی تا صبح می رفتم تو سایتش که می گفت برو ساعت 9 بیا. شب خوابم نبرد اصلا…
بالاخره صبح ساعت 7 بود فکر کنم که زدم azmoon.com که دیدم بله! سایت بازه. چشام هم باز نمیشد بزور مانیتورو می دیدم! برای بار دوم به گه خورد افتادم که چرا درس نخوندم.
اولش با شماره داوطلبی رو زدم.همزمان داشت قلبم می یومد تو دهنم، که گفت اشتباهه!
-آخیش
اینبار با مشخصات فردی زدم که وارد شد!نمی دونم چرا نمی تونستم مانیتورو نگاه کنم…
یواش یواش داشتم از بالا به پاییین نگاه می کردم…البته دنبال انتخاب هفتم بودم و داشتم نزدیک می شدم به اون لیست دانشگاها که …
یدفعه انگار منوو برق گرفته باشه… دیدم اه … بابا یرادر تو دیگه کی هستی؟انتخاب اول قبول شدی ؟!
اشتباه شده حتما… رفتم بالا دوباره اسمم رو چک کردم دیدم آره درسته!و همچنین شماره شناسنامه.
همشون درست بود!
از خوشحالی داشتم بال در میاوردم که در رشته مهندسی عمران اونم توی شهر خودم قبول شدم!
فتبارک الله احسن الخالقین… عجب استعداد ناشناخته ای بودی :d
کلی خوشحال شدم و اهل بیت رو خبر کردم که بیان ببینن چی میگه این…
باری،ماهم دانشجو شدیم بسلامتی…





من بالاخره برگشتم!!

5 07 2009

بعد از حدود دو سال غیبت خوبالاخره اولین پستم رو تو وبلاگ بی خاصیتم می نویسم.تو این تقریبا 2 سال اتفاقات عجیبی افتاد و کلا عقاید و اعتقاداتم رو دگرگون کرد و…البته اگه وقت کنم می نویسم اینجا.

چیزی که مهمه اینه که راحت شدم!تا حالا اینقدر احساس راحتی نمی کردم-خوب کنکور دادم دیگه:دی و بعبارتی دارم زندگی می کنم،حال می کنم،عکس می گیرم و…آخه تازگی ها یه دوربین Canon خریدم و از صبح تا شب دارم پدرشو در میارم.

فعلا کمبود فیلم دارم شدیدا و اونم از نوع هالیوودی.

الان که دارم کتابخونم رو می بینم چیزی جز انبوه کتاب هایی رو که نصفه ولشون کردم نمی بینم.کی می خواد اینارو بخونه؟کی؟ و وقتی اونور اتاق ر.و می بینم کتابای کنکورم رو می بینم که دارن منو نگاه می کنه…دلم می خوا همشونو وسط حیاط آتیش بزنم!شایدم دادمشون به یه آدمی که واقعا نیاز داشته باشه.

البته هرکاری بکنم،اونارو تقدیم کتابخونه مدرسه نمی کنم. چونکه بچه ها مثل لشگر قحطی زده می ریزن غارت می کنن و بعددشم کتابا رو بهم دیگه نشون می دن و مثلا می گن:طرف عجب *سخولی بوده…ببین کتابو چیکار کرده…ببین تست به این راحتی رو غلط زده#@$^^$#.

از این ببعد اگه خدا بخواد می خوام ادامه بدم نوشتن این وبلاگ رو.