جولای 5, 2009 by dataline
صبح ساعت پنج در گوشه جانپناه بودم. این ساعت همیشه ساعتی خطرناک بود چون آفتاب از پشت سر ما بر میخاست و اگر کسی سرش را از جانپناه بالا میآورد بوضوح جلو آسمان پیدا بود. پیش از تعویض پاس بود و با نگهبان مشغول صحبت بودم. ناگهان در وسط جمله احساس کردم… گرچه موضوع به نهایت درجه در خاطرم روشن و زنده است ولی توصیف اینکه چه احساس کردم بسیار مشکل است.
احساسی بود کمابیش مثل اینکه در وسط یک انفجار هستم. از تمام دور و برم صدای مهیبی برخاست و برق کورکنندهای زد و دچار تکان وحشتناکی شدم – درد نبود، تکان بسیار شدیدی بود مثل اینکه دست به سیم برق زده باشم، توام با احساس ضعف مفرط، احساس اینکه ضربهای خوردهام و جمع و مچاله و هیچ شدهام. کیسههای شن از جلو رویم دور شد و به فاصله عظیمی عقب رفت. فکر میکنم مثل احساس کسی بود که صاعقه به سرش فرود آمده باشد. آنا” فهمیدم که تیر خوردهام ولی به علت صدای مهیبی که بلند شد و برقی که زد فکر کردم تفنگی آننزدیکیها تصادفا در رفته و گلوله به من خورده است. همه اینها در زمانی کمتر از یک ثانیه اتفاق افتاد. لحظهای بعد زانوانم تا شد و افتادم. سرم بشدت به زمین خورد ولی خوشحال شدم که آسیب ندید. احساس میکردم کرخ و منگ شدهام. میدانستم بسختی آسیب دیدهام اما به مفهوم عادی درد نداشتم.
آن نگهبان آمریکایی که با هم حرف میزدیم جلو آمد و فریاد زد:«آخ، تیر خوردی؟» مردم جمع شدند. همان اطوار همیشگی. «بلندش کنین! کجاش تیر خورده؟ پیرهنشو واز کنین!» و غیره و غیره. آمریکایی یک چاقو میخواست که پیراهنم را پاره کند. میدانستم یک چاقو در جیبم هست. خواستم چاقو را بیرون بیاورم ولی دیدم بازوی راستم فلج شده است. درد نداشتم، احساس نوعی رضایت مبهم میکردم. فکر کردم زنم باید از این بابت خوشحال بشود چون همیشه میخواست زخمی بشوم که وقتی نبرد بزرگ شروع شد از کشته شدن نجات پیدا کنم. تازه به فکر افتادم که گلوله کجا خورده و چقدر آسیب رسانده است. چیزی حس نمیکردم فقط میدانستم تیر بجایی به جلو بدنم خورده است. خواستم حرف بزنم ولی دیدم جز یک جیرجیر کوچک صدایم در نمیآید. بار دوم بالاخره توانستم بپرسم گلوله به کجایم خورده است. گفتند به گلو. هری وب متصدی برانکارد، قدری نوار زخمبندی آورده بود و شیشه کوچکی الکل که برای پانسمان در جبهه میدادند. وقتی بلندم میکردند مقدار زیادی خون از دهانم بیرون آمد و از پشتسر شنیدم یک اسپانیائی میگفت گلوله صاف از گردنم عبور کرده است. الکل که در زمان عادی آنطور میسوزاند وقتی روی زخمم ریخته شد احساس خنکی مطبوعی کردم.
دوباره روی زمینم گذاشتند تا کسی برانکارد را بیاورد. به محض اینکه فهمیدم گلوله از یک طرف گردنم رفته و از طرف دیگر بیرون آمده، برایم مسلم شد که کارم تمام است. هرگز نشنیده بودم که انسان یا حیوانی گلوله به وسط گردنش بخورد و زنده بماند. خون خرده خرده از کنار دهانم جاری بود. فکر میکردم «شریان که حسابش پاک است» و از خودم میپرسیدم کسی که شاهرگ گردنش قطع شده باشد چند وقت میتواند دوام بیاورد – حتما نه چندان زیاد. همه چیز تار و درهم شده بود. برای دو دقیقه یقین کردم که کشده شدهام. حتی این هم جالب توجه بود – یعنی اینکه کسی بداند در چنین هنگام چه افکاری خواهد داشت. اولین فکرم مطابق معمول متوجه زنم بود. دومین فکرم آزردگی و ناراحتی شدیدی بود از اینکه میبایست این دنیای را که بالاخره وقتی همه حرفها زده شد این چنین با هم سازگار بودیم، ترک کنم. به اندازه کافی فرصت بود که این موضوع را خیلی زنده و روشن احساس کنم. کفرم از این بدشانسی احمقانه درآمده بود. اینقدر هم چیزی مهمل و بیمعنا! دخل آدم بیاید آن هم نه در جنگ بلکه در این گوشه پوسیده سنگر فقط برای یک لحظه بیاحتیاطی! به فکر مردی افتادم که گلولهاش به من خورده بود – دلم میخواست بدانم چگونه آدمی است، اسپانیائی است یا خارجی، آیا میداند که تیرش به من اصابت کرده یا نه و امثال اینها. هیچ ناراحتی و کینهای از او به دل نداشتم. فکر میکردم یک فاشیست است و من هم اگر دستم میرسید او را میکشتم، ولی اگر اسیر میشد و در همین لحظه او را پیش من میآوردند فقط به او تبریک میگفتم که خوب تیراندازی میکند. با تمام این اوصاف،به هرحال ممکن است اگر کسی واقعا مشرف به مرگ باشد افکارش بکلی فرق بکند.
«به یاد کاتالونیا، جورج اورل».
مترجم:عزتالله فولادوند
نشر خوارزمی
ارسال شده در عمومی | Leave a Comment »
جولای 5, 2009 by dataline
بعد از حدود دو سال غیبت خوبالاخره اولین پستم رو تو وبلاگ بی خاصیتم می نویسم.تو این تقریبا 2 سال اتفاقات عجیبی افتاد و کلا عقاید و اعتقاداتم رو دگرگون کرد و…البته اگه وقت کنم می نویسم اینجا.
چیزی که مهمه اینه که راحت شدم!تا حالا اینقدر احساس راحتی نمی کردم…آخه می دونید چی شده؟نه-خوب کنکور دادم دیگه:دی و بعبارتی دارم زندگی می کنم،حال می کنم،عکس می گیرم و…آخه تازگی ها یه دوربین Canon خریدم و از صبح تا شب دارم پدرشو در میارم.

بفرما انار!هنوز کوچیکه صبر کن بزرگ بشه هر وقت فصلش شد،واسه خودت بخر و بخور و حال کن.البته این درخت انار ما زیاد انار میاره ،ولی نصف بیشترش رو قبله اینکه اندازه این بالاییه بشن میریزه و احتمالا ویتامین نداره!مثل اینکه اوسکل شدم!
فعلا کمبود فیلم دارم شدیدا و اونم از نوع هالیوودی.
الان که دارم کتابخونم رو می بینم چیزی جز انبوه کتاب هایی رو که نصفه ولشون کردم نمی بینم.کی می خواد اینارو بخونه؟کی؟ و وقتی اونور اتاق ر.و می بینم کتابای کنکورم رو می بینم که داره منو نگاه می کنه…دلم می خوا همشونو وسط حیاط آتیش بزنم!شایدم دادمشون به یه آدمی که واقعا نیاز داشته باشه.
البته هرکاری بکنم،اونارو تقدیم کتابخونه مدرسه نمی کنم. چونکه بچه ها مثل لشگر قحطی زده می ریزن غارت می کنن و بعدشم کتابا رو بهم دیگه نشون می دن و مثلا می گن:طرف عجب *سخولی بوده…ببین کتابو چیکار کرده…ببین تست به این راحتی رو غلط زده#@$^^$#.
از این ببعد اگه خدا بخواد می خوام ادامه بدم نوشتن این وبلاگ رو.
ارسال شده در عمومی, من | Leave a Comment »
ژانویه 16, 2008 by dataline
امروز داشتم صفحه IT روزنامه اعتماد رو می خوندم که چشمم افتاد به«WordPress ویک حضور پر قدرت» که خیلی حال کردم!خوندمش و خیلی خوشم اومد؛گفتم بزارم اینجا تا بقیه فدایی های وردپرس بخوننش.
تحول در دنياي وب نويسي
بسياري از کاربران اينترنت مشتاق در اختيار داشتن پايگاهي هستند تا بتوانند ايده ها، مطالب، ديدگاه ها و دست نوشته هايشان را براي استفاده سايرين منتشر کنند. امروزه به واسطه محدوديت هاي فراوان رسانه هاي سنتي (نشريات کاغذي) اعم از هزينه هاي زياد، نياز به اخذ مجوز و محدوديت هاي قانوني يا به اصطلاح خطوط قرمز، نشر مطالب روي دنياي گسترده اينترنت به عنوان يک جايگزين ايده آل طرفداران بسيار زيادي پيدا کرده است. اگرچه برپايي يک سايت مناسب با صفحات پويا که کاربر بتواند به راحتي از آن در اين راستا استفاده کند نيازمند هزينه ثبت دومين اجاره فضا و طراحي است ولي با کمک سرويس دهنده هاي رايگان وبلاگ، بسياري از افراد که حاضر به پرداخت چنين هزينه هايي نيستند نيز خواهند توانست از اين گردونه عقب نمانده و از امکانات اين تکنولوژي نوين استفاده کنند. چندين سرويس دهنده بين المللي و وطني سال هاست که بار ميزباني وبلاگ ها را بر دوش کشيده و هر کدام سرويس هاي مختلفي را در اختيار علاقه مندان قرار مي دهند.
WordPress و يک حضور پرقدرت
قطعاً به عنوان يکي از سرويس دهنده هاي جديدي که با حضور پرقدرت خود جايگاه ويژه يي را در ميان علاقه مندان به وبلاگ نويسي باز کرده و موجب تحولات چشمگيري در زمينه وبلاگ نويسي شده است مي توان از وردپرس (WordPress) نام برد. امروزه بحث بر سر سيستم وردپرس به شدت داغ شده و طرفداران آن سعي مي کنند با معرفي امکانات اين سيستم کاربران بيشتري را به سمت آن هدايت کنند.
وردپرس يک سکوي انتشار خصوصي است که رايگان بوده و تحت قوانين نرم افزارهاي کدباز مي توان از آن استفاده کرد. از ويژگي هاي بارز وردپرس مي توان به انعطاف پذير بودن آن اشاره کرد که اين ويژگي سبب خواهد شد از وردپرس انتظار انجام و اجراي هرگونه پروژه با هر مقياسي را داشت. به عنوان مثال شما مي توانيد علاوه بر وبلاگ با وردپرس به راه اندازي يک فروشگاه (Eshop) يا يک گالري عکس
(Photo Gallery) نيز اقدام کنيد.
قدرت هسته مرکزي وردپرس باعث شده بسياري از سايت ها اين سيستم را به کار گيرند، استفاده شرکت ياهو از وردپرس براي وبلاگ سايت ياهو نمادي از اين ادعاست. از ويژگي هاي ديگر ورد پرس که مي تواند براي فارسي زبانان بسيار مهم جلوه کند، سازگاري آن با زبان فارسي و گنجاندن اين زبان در ميان زبان هاي قابل استفاده در آن است که انتخاب آن باعث فارسي شدن قسمت مديريت آن نيز خواهد شد. جهت استفاده از سيستم وردپرس اين امکان وجود دارد تا آن را از سايت سرويس دهنده دريافت کرده و به راحتي روي فضاي هاست خود نصب کنيد. در اين صورت شما مالک کامل اين سيستم شده و جهت دسترسي به آن مي توانيد دومين اختصاصي خود را نيز به کار گيريد. در صورتي که تمايلي به پرداخت هزينه جهت اجاره فضا يا در اختيار گرفتن دومين را نداريد، مي توانيد با ثبت نام در وردپرس دات کام از يک زيردامنه (Sub Domain) و 50 مگابايت فضاي رايگان از اين سيستم پرقدرت جهت وبلاگ نويسي استفاده کنيد.
اين سرويس وبلاگ رايگان يکي از محبوب ترين ابزارهاي گروه وردپرس است که در کوتاه ترين زمان قدرتمندترين ابزار وبلاگ نويسي را در اختيار کاربران قرار داده است. وردپرس براي کشورها و زبان هاي مختلف گروه بندي شده است که همان طور که قبلاً اشاره شد خوشبختانه زبان فارسي نيز جزئي از اين مجموعه است. در بخش فارسي وردپرس دات کام (http://fa.wordpress.com) تاکنون چندين هزار وبلاگ به ثبت رسيده است که نويسندگان آنها اکثراً دانشجو يا فارغ التحصيل دانشگاه ها هستند. همين امر باعث شده است تا يک محيط فرهنگي خاص بر وردپرس غالب شده و وبلاگ هاي زرد و بي محتواي کمتري در آن ديده شود. طرفداران وردپرس که اکثر قريب به اتفاق آنها قبلاً سيستم هاي ديگر را نيز تجربه کرده و با شناخت به اين سيستم کوچ کرده اند، قدرت بالاي هسته سيستم و انعطاف پذيري در عين سادگي را علت انتخاب خود ذکر مي کنند. در وردپرس محتواي وبلاگ ها به عنوان پارامتر اصلي در نظر گرفته شده و وبلاگ ها از ظواهر عجيب و غريب برحذر داشته شده اند (به عنوان نمونه مي توان به محدوديت وردپرس در بخش تغيير قالب يا استفاده از کدهاي جاوا اسکريپت اشاره کرد)، شايد همين ويژگي باعث شده است تا وبلاگ نويسان اهميت بيشتري براي مطالب خود نسبت به ظاهر وبلاگ قائل باشند.
اختصاص 50 مگابايت فضاي رايگان، ارتباط ايمن بين وردپرس و کاربر (SSL)، عدم وجود بنرهاي تبليغاتي، امکان وبلاگ نويسي گروهي، ايندکس شدن سريع تر مطالب در موتورهاي جست وجو، سيستم آمارگيري حرفه يي و ده ها ويژگي ديگر باعث شده است تا موج مهاجرت وبلاگ نويسان از ساير سرويس دهنده ها به وردپرس آغاز شود و با شدت ادامه يابد.
ارسال شده در عمومی, وردپرس | 4 Comments »
سپتامبر 3, 2007 by dataline
عباس نکن این کار را!حالا ژولیت بینوش ،فرانسویه!خانومه،لطیفه،یه کم رگ روشنفکری تو ووجودش داره!تازه آورده بودیش ایران،یه آبگوشت و دوتا چای قند پهلو بهش دادی و به اصطلاح نمک گیرش کردی!و اوونم حاضر شد در فیلم روشنفکری ات بازی کند و بگوید«دوست عزیزم،خانه محمدرضا نعمت زاده کجاست؟»!اما این رابرت دنیرو فرق داره!خشنه،آمریکاییه وزمخت!مردک سیسیلی!!اعصابش رو ندارد دوربین هندیکمت رو برداری 20 دبقه روی کوه و کمر زوم کنی!و اهل روشنفکر بازیم نیست!بهش بگی دیالوگ بگومیگه«[...]!خانه لعنتی محمدرضا نعمت زاده کجاست[...]» و بعدش یه خشاب تو شکم بقال بدبخت خالی میکنه !اعصاب این رو هم نداره توت خشک رو به اسم گیلاس به خوردش بدی(صحنه ای از فیلم طعم گیلاس کیارستمی)عباس جان،چرا می خوای دنیرو رو برای فیلم جدیدت «رونوشت برابر اصل»بیاوری؟که نقش مقابل ژولیت بینوش را بدهی بهش!؟نگونه!این رو خبرگزاری ها نوشته اند.
مگر همین جوان های خودمان چیشون از دنیرو کمتر است؟
ارسال شده در فیلم و سینما | 7 Comments »
سپتامبر 3, 2007 by dataline
اگه این رپید شیر تونست جلوی خودشو بگیره این فایلایی که یوزراش آپ می کنن پاک نکنه؟نزدیک یه ساعت داشتم دنبال لینک های سالم می گشتم.خوب بگرزریم حالا
امروز(الان)مجله های این ماه Pcworld,PcMagazine,CPUMagazine,Macworld رو در ادامه مطلب گذاشتم! برید حالش رو ببرید
ادامه مطلب »
ارسال شده در E-BOOK | Leave a Comment »
سپتامبر 2, 2007 by dataline

بلاخره ورد پرس فارسی هم اومد!که در آدرس wp-persian.com شروع به کار کرد!
ازتمامی کسانی که روی این پروژه زحمت کشیدن واقعا تشکر می کنم!
ارسال شده در وردپرس | Leave a Comment »
آگوست 25, 2007 by dataline
واقعا دیگه شورشو درآوردن!آخه این چه وعضشه؟هر سایتی میاد بالا سخ سوت فیلترش می کنن!امروز می خواستم وارد سایت بالاترین بشم که در کمال تعجب این صفحه رو دیدم!دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد

پ.ن:مرده شو کدنویسیشونو ببرم اصلا استانداردم نیس!ت
ارسال شده در دستهبندی نشده | 4 Comments »
آگوست 22, 2007 by dataline
سایت های اطلاع رسانی حوزه آی تی از شواهدی خبر می دهند که عرضه مرورگر فایرفاکس “دانشکده ای” (Firefox Campus) از سوی موسسه موزیلا را ثابت می کند.
خبرهای حاکی از آن است که این ویرایش از مرورگر محبوب فایرفاکس از چندین افزونه و برنامه های فرعی مختلف برخوردار است که مخصوص برگشت دانشجویان به دانشکده های آموزشی در سال جدید تحصیلی عرضه می شود. این ویرایش از امکانات زیر برخوردار خواهد بود:
- Zotero : اضافه شونده ای برای پژوهش و نکته برداری
- Stumbleupon : ابزار محبوب ویژه ذخیره آدرس های وب
- Foxytunes : کنترل نرم افزار محبوب iTunes از داخل مرورگر فایرفاکس که در واقع بیشتر یک ابزار تفریحی است تا یک برنامه آموزشی.
مطمئنا” ارائه چنین ویرایشی از مرورگر فایرفاکس سیاست جدیدی است برای کسب سهم بیشتر در بازار مرورگرها بطوریکه دانش آموزان سال تحصیلی جدید با نصب قبلی مرورگر فایرفاکس بر روی رایانه ها و لپ تاپ هایشان به مراکز آموزشی وارد خواهند شد.
اما آیا این ویرایش که در اصل بسته ای از افزونه های پیش تر نصب شده بر روی مرورگر فایرفاکس است قادر به ایجاد تفاوت محسوس در رشد کاربرانش خواهد بود؟ و این سوالی است که بعد از انتشار رسمی آن پاسخ خود را در می یابد.
ویرایش فایرفاکس “دانشکده” (Firefox Campus Edition) اواخر امشب ارائه میشود و به محض ارائه رسمی آن در این آدرس قابل دسترس خواهد بود.
مشاهده: firefox.com/backtoschool
منبع خبر: WinBeta.Net (نقل از Mashable)
ارسال شده در فایرفاکس | Leave a Comment »
آگوست 22, 2007 by dataline

ديروز(20 اگوست) روز تولد وردپرس دات كام بود.اكنون وردپرس دات كام 2 ساله شده است.در ابتدا فقط به صورت محدود در دسترس بود كه موجب شده بود اكانت رايگان ان در ebay به قيمت 90 دلار حراج شود!! اما تقريبا از ابتدای سال 2006 بود كه وردپرس شروع به رشد كرد.وبلاگ رسمي ورردپرس ضمن تبريك اين مطلب از همه كاربران وردپرس دات كام خواسته است از اتفاقات و خاطراتی كه در يك سال گذشته با وردپرس دات كام داشتهاند بنويسند و تركبك ان را به اين لينك بفرستند.تصور ميكنم مجموعه بزرگی خواهد بود.
شخصا اگر بخواهم از خاطرات وردپرس دات كام بنويسم بايد يك وبلاگ جداگانه احداث كنم.با اين حال سعي خواهم كرد در يك پست نكاتی از خاطراتم با وردپرس بگويم.
منابع: اينجا – اينجا(نكاتی به قلم matt بزرگ)
ارسال شده در وردپرس | 1 نظر »
ژانویه 30, 2007 by dataline
ارسال شده در عمومی | 7 Comments »